در اتاقی که زمانی تو درونش بودی...*

در اتاقی که زمانی تو درونش بودی...*
دودِ سیگار,مرا تشنه ی الکل می کرد*
با تو آیینه ی من چهره ی زیبایی داشت*
رفتنت...جان مرا داشت تناول می کرد*

رفتنت سخت ترین واژه ی اشعارم شد*
عشق با تیغ خودش زخم بر این تن می زد*
سوزِ سرمای زمستانیِ دستت هم بود...*
جسدم داشت خودَش را به نمردن می زد*
دیدگاه ها (۴)

اعتیاد من بهت.

معیشت، خطِ مقدمِ نبرد است؛ اینجا شکست بخوریم، همه چیز باخته‌...

عاشقانه های شبنم

{چند شاتی درخواستی }وقتی بدون ددیت رفتی بار.......‌‌‌پارت:۱د...

سناریو اوبیکاکا

پارت ۱۴: گرمایِ میانِ سرمایِ دارواولین جلسه‌یِ شیمی‌درمانی ب...

مرد بی رحم

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط