#pain
#pain
#P¹¹²
#Season²
+ خیلی ببخشید اما امشب قرار دارم.
بعد آروم بازوش رو از چنگ دختر در آورد.
_ اوه که اینطور. پس دفعه ی بعدی مهمونتون میکنم.
تهیونگ با لبخندی کمرنگ و محافظ کار تایید کرد و همراه جونگکوک از اونجا خارج شد.
ابر های تیره از آسمون محو شده بودن اما هوا همچنان کمی سرد بود.
در ماشین رو برای جونگکوک باز میکنه و اینبار ترجیح میده جونگکوک روی صندلی دستیار بشینه نه صندلی عقب. وسایل رو روی صندلی عقب گذاشت و خودش هم روی صندلی راننده نشست و شروع به حرکت کرد.
_ کجا بریم؟
+ اون دختره کی بود؟
هر دو همزمان سوال پرسیدن.
_ دستیاره منه.
جونگکوک جواب سوال تهیونگ رو نداد و ترجیح داد اول بدونه اون دختره رو مخ کیه.
+ فقط دستیارته؟
_ آره. فقط دستیارمه.
+ از تو خوشش میاد؟
نیم نگاهی به جونگکوک کرد که اخم کرده.
_ نمیدونم.
جونگکوک با همون اخم به سمت تهیونگ برگشت.
+ نمیدونی؟ آخه چطوری نمیدونی؟ کاملا مشخصه پاک عاشقته. ندیدی چجوری میخواست مخ تو رو بزنه ببره خونه اش؟ اون لمس های بی دلیل و عمدی رو ندیدی و مشکل نداشتی باهاش؟ آخه...
با صدایی کمی بلند گفت. عصبی بود اما دلیلش رو نمیدونست.
تهیونگ توی دلش خندید به حسادت بامزه ی جونگکوک.
_ فکر نمیکنم اونجوری باشه. خودت که دیدی فقط میخواست بابت آموزش های من ازم تشکر کنه.
+ بچه شدی؟ تشکر؟ البته که باید تشکر کنه اما نه بخاطر آموزش ها، میخواست بخاطر اینکه سر راه اش قرار گرفتی تشکر کنه و به راحتی تصاحبت کنه...
تهیونگ پوزخندی زد.
_ تصاحب؟ خب مشکلش چیه؟ میخوای تا آخر عمر تنها و سینگل بمونم؟
جونگکوک که با این حرف ها تحریک شده و حسادتش بیشتر شده بود، صداش رو برد بالا.
+ مشکلش چی نیست. آخه منظورت چیه؟ نکنه ازش خوشت میاد؟ مگه تو.... اصلا به من چه.
تهیونگ نمیتونست جلوی خنده اش رو بگیره. جونگکوک از حسادت و حس عصبانیت گوشاش قرمز شده بود.
_ نکنه حسودیت شده؟
جونگکوک با خجالت و تظاهر کردن پوزخند زد.
+ حسودی؟ به چی آخه؟ دلیلی برای حسادت نیست. اونم من آخه من چرا باید حسودی کنم؟ چه حرفا.
تهیونگ اینبار آشکارا خندید.
_ پس حسودیت شده. چه بامزه!
+ نخیر. من که گفتم حسودیم نشده. حسودیم نشده! اصلا منو همین کنار پیاده کن.
_ باشه باشه. حسودیت نشده. بشین تا خونه میرسونمت.
جونگکوک با حرص و صدا نفسش رو بیرون داد.
فقط تا اینجا نوشتم. بازم مینویسم میذارم نمیدونم کی میتونم دوباره بذارم اما خب سعی میکنم زود بذارم.
یک فیلم دارم وایب پارت های امروز رو میده براتون استوری میکنم که هم راحت تر تصور کنید هم اون وایب رو بهتر بگیرید.
بوس بهتون😝
#P¹¹²
#Season²
+ خیلی ببخشید اما امشب قرار دارم.
بعد آروم بازوش رو از چنگ دختر در آورد.
_ اوه که اینطور. پس دفعه ی بعدی مهمونتون میکنم.
تهیونگ با لبخندی کمرنگ و محافظ کار تایید کرد و همراه جونگکوک از اونجا خارج شد.
ابر های تیره از آسمون محو شده بودن اما هوا همچنان کمی سرد بود.
در ماشین رو برای جونگکوک باز میکنه و اینبار ترجیح میده جونگکوک روی صندلی دستیار بشینه نه صندلی عقب. وسایل رو روی صندلی عقب گذاشت و خودش هم روی صندلی راننده نشست و شروع به حرکت کرد.
_ کجا بریم؟
+ اون دختره کی بود؟
هر دو همزمان سوال پرسیدن.
_ دستیاره منه.
جونگکوک جواب سوال تهیونگ رو نداد و ترجیح داد اول بدونه اون دختره رو مخ کیه.
+ فقط دستیارته؟
_ آره. فقط دستیارمه.
+ از تو خوشش میاد؟
نیم نگاهی به جونگکوک کرد که اخم کرده.
_ نمیدونم.
جونگکوک با همون اخم به سمت تهیونگ برگشت.
+ نمیدونی؟ آخه چطوری نمیدونی؟ کاملا مشخصه پاک عاشقته. ندیدی چجوری میخواست مخ تو رو بزنه ببره خونه اش؟ اون لمس های بی دلیل و عمدی رو ندیدی و مشکل نداشتی باهاش؟ آخه...
با صدایی کمی بلند گفت. عصبی بود اما دلیلش رو نمیدونست.
تهیونگ توی دلش خندید به حسادت بامزه ی جونگکوک.
_ فکر نمیکنم اونجوری باشه. خودت که دیدی فقط میخواست بابت آموزش های من ازم تشکر کنه.
+ بچه شدی؟ تشکر؟ البته که باید تشکر کنه اما نه بخاطر آموزش ها، میخواست بخاطر اینکه سر راه اش قرار گرفتی تشکر کنه و به راحتی تصاحبت کنه...
تهیونگ پوزخندی زد.
_ تصاحب؟ خب مشکلش چیه؟ میخوای تا آخر عمر تنها و سینگل بمونم؟
جونگکوک که با این حرف ها تحریک شده و حسادتش بیشتر شده بود، صداش رو برد بالا.
+ مشکلش چی نیست. آخه منظورت چیه؟ نکنه ازش خوشت میاد؟ مگه تو.... اصلا به من چه.
تهیونگ نمیتونست جلوی خنده اش رو بگیره. جونگکوک از حسادت و حس عصبانیت گوشاش قرمز شده بود.
_ نکنه حسودیت شده؟
جونگکوک با خجالت و تظاهر کردن پوزخند زد.
+ حسودی؟ به چی آخه؟ دلیلی برای حسادت نیست. اونم من آخه من چرا باید حسودی کنم؟ چه حرفا.
تهیونگ اینبار آشکارا خندید.
_ پس حسودیت شده. چه بامزه!
+ نخیر. من که گفتم حسودیم نشده. حسودیم نشده! اصلا منو همین کنار پیاده کن.
_ باشه باشه. حسودیت نشده. بشین تا خونه میرسونمت.
جونگکوک با حرص و صدا نفسش رو بیرون داد.
فقط تا اینجا نوشتم. بازم مینویسم میذارم نمیدونم کی میتونم دوباره بذارم اما خب سعی میکنم زود بذارم.
یک فیلم دارم وایب پارت های امروز رو میده براتون استوری میکنم که هم راحت تر تصور کنید هم اون وایب رو بهتر بگیرید.
بوس بهتون😝
- ۱.۲k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط