عشق در آمد از درم

عشق در آمد از درم
دست نهاد بر سرم

دید مرا که بی توام
گفت مرا که وای تو

#مولانا
دیدگاه ها (۱۱)

داستانم را به مجنون گفتم و با خنده گفت:این همه دیوانگی را از...

"آتشی افتاده از چشمت به نی زارِ دلم ...وای اگر طوفان بیاید ر...

ﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻦ ﺑﺎﺵﮐﻪ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻟﻢ...

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق داردتنها دوای درد عاشق ناشکیبای...

سی عشق تو در و درم

ای دل وجانم همه تو..

رمان مغرم به قلم نویسنده نازنین کاوسی مقدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط