به چشمانت خیره می شوم . . .

به چشمانت خیره می شوم . . .
برق چشمانت هوش از سرم می برد ،
گویی شرابی هفت ساله نوشیده باشم
تو کیستی که اینگونه مرا مست و مدهوش خود کرده ای ؟
نمیدانم . . .
بی گمان تو زاده ی عشقی و من مجنون و شیدای تو . . .

😍 😍
دیدگاه ها (۱)

‏زندگی؛بسیار کوتاه تر از آن است کهبخواهیم کلمات مهم راناگفته...

قلب منموقع اهدا به توایراد نداشتمشکل از توستاگر پس زدهپیوندش...

غیر قانونیاز مرزهای ذهنم عبور می‌کنیبه خیالم پا می گذاریودر ...

بی‌تو از هرکسِ دیگردلم آشوب‌تر استپس بمان که عشقِ توبرای من ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟴𝟮 یهو صدای بلند و رسا از چن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط