یک پیاده رو

یک پیاده رو
وسطِ عصر اردیبهشت میخواهم
که شانه به شانه ات
تمام خیابانها را پرسه بزنم..
تـو بگویی "دوستت دارم"
و من قدم به قدم
شهر را به جنون بکشم
بی گمان مرزهای دیوانگی،
از اردیبهشت میگذرد ...
دیدگاه ها (۱)

فاصله مهم نیست ...وقتی دو تا قلب به هم وفادار باشن ...┄┅┄┅✶❤...

حال شب هایم بی تو تعریفی ندارد؛بی تو من ، پی حالِ خوبی هستم ...

دوباره شب و یک قصه‌ی تکراری،که بدون تو"تکرار" می‌کنداین بودن...

Starry night 🌃Part 42(هردو سوار ماشین میشن و به مرکز شهر میر...

درخواستی☆میتسویاحال ندارم بنویسم ا/ت مینویسم ات😂🤌🏻--- اعتراف...

شب تولدم پارت11تهیونگ: داداش دیگه خودتو اذییت نکن کلی: ات ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط