ای دوست قبولم کن و جانم بستان،

ای دوست قبولم کن و جانم بستان،



مستم کن و وز هر دو جهانم بستان،



با هر چه دلم قرار گیرد بی تو،



آتش به من اندر زن و آنم بستان!!
دیدگاه ها (۱)

من درد تُو را زدست آسان ندهم،دل بر نکنم زدوست تا جان ندهم،از...

مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی،حدیث درد فراق تو با تو بگذار...

سکوت اگر نشانۀ رضا بُود، چگونه باور نکنم، سکوتِ گویا تُو را ...

«مرد عابد شمرده نمی شود مگر اینکه بردبار باشد و در بنی اسرائ...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

تو در جان منی...دردت به جانم، مهربانمشدی با شعرهایت هم زبانم...

ای روزگار بی وفا کو بابای من کو بابای من😭بابای مهربونم بابای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط