پیشکش ما به چشمِ یار نیامد

پیشکش ما به چشمِ یار نیامد
خواستمش جان کنم نثار، نیامد

هر چه پریدند پلک‌های تمنا
مژده پایانِ انتظار نیامد

جام شرابی که طعمِ بوسه به لب داشت
پیر شدیم و شبی به کار نیامد

هر چه درخشید ماه و جلوه‌گری کرد
هیچ پلنگی به کوهسار نیامد

آه! که هر بار یادِ عشق تو کردم
در نظرم مرگ ناگوار نیامد

قافله عمر هست و حوصله ‌اش نیست
کیست که با زندگی کنار نیامد؟
دیدگاه ها (۱)

صحنه ای آشنا برای دخیا

گفت: «تا کی صبر باید کرد؟» گفتم: «چاره چیست؟»دیدم این پاسخ ا...

این چهار اصل توی زندگی خیلی مهم هستند:الماس از تراشو انسان ا...

پیشکش ما به چشم یار نیامدخواستمش جان کنم نثار، نیامدهر چه پر...

@onlyshearپیشکش ما به چشم یار نیامدخواستمش جان کنم نثار، نیا...

#جام شرابی که طعم بوسه به #لب داشتپیر شدیم و شبی به کار نیام...

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است امشب که از نسیم حضوری ل...

«دکترینِ حَد | مانیفستِ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیای رانت...

«دکترینِ حَد | مانیفستِ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیای رانت...

🍁🍂 #پاییز من اے ڪہ تجلے گاہ هر آن‌چہ در عشق نهفتہ استاز شورو...

وقتی هنوز عمرت به دنیا هستالحمدلله🤲🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط