اهوی من

اهوی من
پارت ۶۰

اهو:غزل تو نمخوای بغلم کنی
غزل میپبره تو بغل اهو

با غزل داشتیم فیلم میدیدیم فیلم(اغوارگر ماهر)باید چند تا سوال از غزل میپرسیدم

اهو:غزل اگه چند تا سوال ازت بپرسم راستشو بم میگی
غزل:بستگی به سوالت داره
اهو:روزی ک برای اولین بار به عمارت بردین همون خونه اولی
غزل:خب؟
اهو:اونجا رو دیوار هاش پر از اسحله بود اونجا برای چی بود
غزل:چون دختری خوبی جوابتو میدم پارسا ارکان اراد و من و ارسلان ارتا اراس ما مافیا هستیم قاچاق ادم میکنیم
اهو:باور نمکنم
غزل:خودت گفتی بگم من حقیقت گفتم
اهو:میشه بیشتر توضیح بدی
غزل فیلم رو قطع میکنه و دست اهو رو میگیره میبره زیر زمین تو زیر زمین یک در مخفی تو کف زمین بود درشو وا میکنه از پله ها پایین میرن و برق روشن میکنه با چیزی ک اهو دید پشامش ریخته بود هرقفسه مال یک چیزی بود

غزل:خب ما اینجا ۶ تا بخش داریم
بیا دنبالم

پدرخواننده ما اقای کیم ک هیچکس تاحالا ندیدش و فقط صداشو شنیدیم اینجا توسط اون هدایت میشه و ما از اون دستور میگیریم یک مشاور هم داریم اونم اراس ک بخاطر هوش بالا و نقشه کشی بالا میتونه مشاور خوبی باشه حالا رییس ما ک اقای کیم ک معاون انتخاب کرده ک پارسا هاست اینجا بجای اقای کیم میتونه تصمیم نهایی رو اگر چه میزان قدرتی که او در اختیار دارد، نسبت به رئیس کم‌تر هستش
پایین‌تر از معاون رئیس، چندین سردسته یا کاپو ک اراد هست وجود دارد. هر کاپو محدوده‌ای از قلمرو خانواده را در اختیار دارد. کاپوها باید بسیار قدرتمند باشند تا قدرت خانواده حفظ شود. هر کاپو تعداد زیادی سرباز را برای انجام عملیات‌های مختلف رهبری می‌کند. ولی بعد از کامپو ک اراد هست میتونه گروه‌بان‌ها باشند، که سرپرست ۱۳ سرباز می‌گردند ک اون ارتا به عهده داره و بعدشم ک سربازه ها هستن ک اونا هم پایین ترین مقام دارن
دیدگاه ها (۸)

اهوی من پارت ۶۱ حالا بیا بگم این قفسه ها چی اون میز بالا ک م...

اهوی من پارت ۶۲پارسا اراد بهم دیگ نگاه میکنن اراد:نه چی رو د...

اهوی من پارت ۵۹ (اراد) باید به پارسا میگفتم ک اهو هیچی یادش ...

اهوی من پارت ۵۸ اهو:باندایی فکر کردی کی هستی هاا؟ باندایی:او...

p10

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط