ﻣﻦ ﮔﺎﻫﯽ ...

ﻣﻦ ﮔﺎﻫﯽ ...
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻳﺎﺩ ﺗــــو ﻧﻔﺲ ﻣﻴﻜﺸﻢ ،
ﮔﺎﻫﯽ ...
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻓﻘﻂ ﺗــــو ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ،
ﮔﺎﻫﯽ ...
ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ،
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ...
ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ،
ﻣﻴﺪﺍﻧﯽ !
ﻣﯽ ﮔﻮﻳﻢ ﮔﺎﻫﯽ ...
ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﮔﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻋﺠﻴﺐ ﺑﻮﯼ " ﻫﻤﻴﺸﻪ " ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ،
دردهایم زیاد ﻫﺴﺘﻨﺪ ،
ﺍﻣّﺎ ﺗَﻤﺎﻣشان ﻳﮏ ﺩﺭﺩﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ،
ﺁﻥ ﻫﻢ تویـــــی ...
دیدگاه ها (۵)

پاسی از شب رفت وقتش شد که بی تابت کنمآمدم با شعر های تازه بد...

یاد داری آن شب از باران صمیمی تر شدیم؟آسمان افسانه گفت و ماه...

سوگند به نامت که تو آرام منیدر نهانخانه جانم گل بی خار منیسو...

بزن دنیا بزن رسمت چنین است..... سزای دل به تودادن هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط