می پسـندم پاییـز را که معافـم می کنـد

می پسـندم پاییـز را که معافـم می کنـد
از پنـهان کردن دردی که در صـدایم می پیچـد ُ اشکی که در نگاهـم می چرخـد
آخر همه مـی داننـد سـرما خورده ام . . .
دیدگاه ها (۲)

#زیبایی‌پاییز🍁🍂#پاییز مبارک آن‌هایی که می‌دانند چطور زندگی ک...

عاشقانه های شبنم

نزدیک پاییز است

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

#عشق_یا_گلوله؟ ✦ خلاصه رمانپارک جیمین، بزرگ‌ترین و خطرناک‌تر...

رمان | آخرین زنگِ قبل از خداحافظی🏀⃢⋆ژانر: مدرسه‌ای | عاشقانه...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط