عشق تلخ

عشق تلخ
#رضا
ینی همش من باعثشم؟؟
ینی من.. لعنت ب من
اگ بلایی سره بچه و خودش بیاد هیچوقت خودمو نمیبخشم هیچوقت((گریه))
نتونستم سر پا وایستم
پس نشستم رو صندلی
مهراب و پانیذ همش کنارم بودن
ارسلانم ک بعد از چن ماه سفر کاریش اومده بود ایران با اینهمه خستگی و کوفتگی با دیانا اومد بیمارستان
همه دور هم بودیم
#پانبذ
یه چشمم اشک بود و یه چشم خون هیچوقت نمیتونستم دنیا رو تو این وضع ببینم
تو این چن ماه خیلی اتفاقای بد واسش پیش اومد خیلی
خدا کنه بچش و خودش چیزی نشده باشن
هممون دست ب دعا بودیم و من چشم ب در....
#مهراب
رضا آروم و قرار نداشت رو پای خودش بند نبود از صبح چیزی نخورده بود و یه کله اومدیم بیمارستان
تو همین چند ساعت اوضاعمون از چیزی ک بود پریشون تر شده بود هیچی قابل پیش بینی نبود تا اینکه دکتر اومد...
ادامه دارد..
بچه ها خیلی خیلی ببخشید زیاد درگیر بودم ینی بیش از حد ولی قول میدم امروز دو تا پارت بدم ک جبران شه
راستییی خیلیاتون انفالو کردین ک نامردا😂🥲😔
دیدگاه ها (۴)

عشق تلخ#رضاچشم منتظر به در بودیم ک یهو دکتر اومد همه بلند شد...

عشق تلخ#پانیذهمه رو صندلی نشسته بودیم این چند روز یه دقیقه ه...

عشق تلخ#دیانادستاچه شده بودیم پانیذ ب حرف هیچکی گوش نمیکرد.....

عشق تلخ #دیاناسریع زنگ زدم ب مهراب دستام میلرزید دنیا از هوش...

پارت پنجاه سهشروع ب بازی کردیمی چن دور بازی کردیم ایندفعه اف...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔 کیوتا خیلی گشادیم میاد و به زور این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط