دو چشم آبی ات در کاشی افتاد

دو چشم آبی ات در کاشی افتاد
به دنبالش قلم مو ناشی افتاد
کمال الملک از وقتی تو را دید
به فکر حضرت نقاشی افتاد
دیدگاه ها (۱)

بلد بودن نمی خواهد ...هر شب خواب تو را دیدن ... !دوست داشتن ...

ای که گاهت سر ناز است و گهی روی نیازمن همان روی نیازم که سر ...

🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 🕊 ‌‌ای دل اگرت طاقت غم نیست بروآوارهٔ ...

از کوی تو می آیم و از خود خبرم نیستپرسم مگر از غم ره کاش...

وقتی داداشت بدون هیچ مناسبتی فکر خوشحال کردنته😍مرسی که هستی ...

p31که از گودال پر آب رد شد و تمام آب داخل اون گودال ریخت رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط