من مردی را می شناسم

من مردی را می شناسم
که تمامِ دو راهی هایِ مرا
ترمز میزند
و آیینه اش را تنظیم می کند
درست رویِ لبخندِ من
سبز که می شود
تمامِ قرمز ها را
رد می کند
اما هنوز هم باور ندارد
من
از آنچه در آیینه می بیند
به او نزدیک ترم !
دیدگاه ها (۲)

اتفاق ِ خوبِ زندگیم بیفت … قول می دهم جای تمام ِ دست هایِ دن...

گـاهـی اوقـات . . . هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـتِ هـم مـیـدن تـ...

آتش زدن به یک 'سرنوشت' کبریت نمی خواهد که !! 'پـــا' می خواه...

تنهایی قبل از تو با تنهایی بعد از تو زمین تا آسمان تفاوت د...

«جنگ رمضان؛ یک میدان، سه روایت»«آنچه می‌بینیم، آنچه دشمن می‌...

رمان انفجار و امید

معرفی کتاب

عاشقانه های شبنم

آمدم بنویسم کاش آدمیزاد قدرت داشت از همه عزیزانش دفاع و حمای...

در جهان هستی هیچ شبِ بی‌پایانی وجود ندارد. همان‌گونه که تاری...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

عاشقانه های شبنم

⋆⃢🧁 رازِ کاپ‌کیک آخر🌸 ژانرعاشقانه • مهربانانه • زندگی روزمره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط