پارت دو

پارت دو
«ات ویو»
خب ی حس بدی دارم ولی نباید بگم
کوک: چی شده پرنسس ؟
آت:هیچی
کوک:آها باش، راستی ی خدمتکار جدید قراره بیاد
مشکلی نداری پرنسس؟
آت:نه ، برا چی مشکل داشته باشم؟
کوک :از ی هفته دیگه میاد اینجا پرنسس!
آت:اشکال نداره ، (بوسش کردم)
کوک اومد در گوشم و گفت :« تحریکم نکن اگه دلت میخواد از پرنسس به بیبی گرل تبدیل نشی
به سینش مشت زدم
{°°}
گشادی آی گشادی
بچه ها سر این فیک قراره زیادی حرص بخورید گفته باشم
دیدگاه ها (۵)

رمان مافیای خشن من.پارت یک.«ویو ات»زندگیه خوبی دارم ۲۶سالمه ...

کدوم عکسو برای فیک جدید استفاده کنیم؟ایده سناریو بدید

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

وقتی دنس میری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط