#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟔

جیمین:امم شکلات، میخوری(الهیییی پدسگ تو چرا انقدر کیوتییییی یونگی بمیره واست.)
یونگی:اها کاکائو؟
جیمین:اره، بهت بدم.
یونگی:اگه خواستی بده.
جیمین:باشه(کیوت)

یونگی که تو دلش درحال غش و ضعف بود هزار بار خدارو شکر کرد که یک همچین موجودی بوجود اورده.
جیمین در کولش رو باز کرد و بسته ی کاکائو رو بیرون کشید و بدونه برداشت و به سمت یونگی گرفت.

جیمین:بیا
یونگی:میبینی که دارم رانندگی میکنم، پس بزار تو دهنم

همین حرف کافی بودتا جیمین گونه هاش رنگ بگیره.
دیدگاه ها (۶)

بیا کامنتا🤣

یکم اصما.ت حرکی گذارش بده دیگه فیک نمینویسم#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟔نباید بدون پرسیدن چیزی به تهیونگ اصرار...

When bitterness became sweet

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟏جیمین:اووف این بارون کی بند میاد. جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط