#نفرتی_عاشقانه

#نفرتی_عاشقانه
𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟔

جیمین:امم شکلات، میخوری(الهیییی پدسگ تو چرا انقدر کیوتییییی یونگی بمیره واست.)
یونگی:اها کاکائو؟
جیمین:اره، بهت بدم.
یونگی:اگه خواستی بده.
جیمین:باشه(کیوت)

یونگی که تو دلش درحال غش و ضعف بود هزار بار خدارو شکر کرد که یک همچین موجودی بوجود اورده.
جیمین در کولش رو باز کرد و بسته ی کاکائو رو بیرون کشید و بدونه برداشت و به سمت یونگی گرفت.

جیمین:بیا
یونگی:میبینی که دارم رانندگی میکنم، پس بزار تو دهنم

همین حرف کافی بودتا جیمین گونه هاش رنگ بگیره.
دیدگاه ها (۱۵)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵همه برگشتن سمت رینا.ری...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔𝟏جیمین:اووف این بارون کی بند میاد. جیمی...

part 56یونگی که اولین بار بود میخواست اینکارو انجام بده یکم ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎جونگکوک بعد از خداحافظی کوتاهی با همه ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟒هردو خنده ای کردند که تهیونگ گفت. تهیو...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟔تهیونگ کمی مکث کرد و بعد ل.ب زد. تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط