و من

و من

همه‌ی جهان را

در پیراهنِ گرم تو

خلاصه می‌کنم

احمد شاملو
دیدگاه ها (۱)

تنهایی یک درختمو جز این‌ام هنری نیستکه آشیان تو باشم!شاملو

مثل درختی کهبه سوی آفتاب قد می‌کشدهمه وجودم دستی شده استو هم...

رسم تقدیر چنین است و چنان خواهد بودمی رود عمر ولیخنده به لب ...

دل بر تو نهمکه راحت جان منی..#سعدی

من پناهنده‌امبه مرزهای تنتو من همۀ جهان رادر پیراهن گرم توخل...

‌کار دیگری نداریممن و خورشید...برای دوست داشتنتبیدار می‌شویم...

وقتی شکم‌ها پُر از حرام شد ، گوش‌ها نمی‌شنود ! سخت است فهمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط