پله ها رو طی کردم که سر و کله قلدر کلاس پیدا شدیونگی و ...

{ 𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐨𝐟 𝐋𝐢𝐟𝐞 } { 2 }

پله ها رو طی کردم که سر و کله قلدر کلاس پیدا شد...یونگی و دار و دستش.
نزدیک میشد و من میرفتم عقب تا اینکه چسبیدم به دیوار.

&عوضی من هنوز تورو یادم نرفته
زدم به سینش و گفتم:
+گمشو میخوام برم سر کلاس
&هههه تو رو چه به درس خوندن برو گارسونیت رو بکن تو کافه
+چیکار میکنم به تو ربطی نداره
&امسال زبون دراز شدیا
صورتش رو نزدیک گوشم کرد و گفت:
&جوری میزنمت که التماس کنی آهیون

کتکم زدن... لباسامو پاره کردن.... داشتم از حال میرفتم که یه صدای آشنا به گوشم خورد و سیاهی
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
_سلام امروز روز اول آغاز سال تحصیلی هست امیدوارم سال خوبی رو در پیش داشته باشیم. حضور غیاب رو شروع میکنم.
چند مین بعد»
_مین یونگی
_بازم که غایبه
_پارک آهیون
_پارک آهیون؟
*ببخشید میشه برم دنبال آهیون؟(نگران)
_اومده مدرسه؟
"من دیدمش داخل مدرسه
_ساکت باشید خودم میرم دنبالش

همه جا رو گشتم ولی نبود تا اینکه یه صدا هایی از پشت مدرسه شنیدم
+بسه ولم کن (گریه)
+بهم دست نزن (گریه)

با سرعت دوییدم که دیدم مین یونگی و چند نفر از دانش آموز ها جمع شدن یه جا.
یونگی رو گرفتم و پرتش کردم روی زمین و بقیه هم فرار کردن و دیدم آهیون با لباس پاره و صورت زخمی بی جون افتاده

_چه گوهی خوردی عوضی (عربده عصبی)
&تو برو درستو بده آقا معلم
یه سیلی زدم تو صورتش که دماغش خونی شد و بعد یقه لباسش رو گرفتم و گفتم:
_فکر کردی کی هستی؟(عصبی)
&هه من کی ام؟ پسر معاون اینجام
_کاری میکنم نتونی پاتو تو مدرسه بزاری پسر هر خری هستی باش حالا هم گورتو گم کن

رفتم سمت آهیون...هرچی صداش زدم جواب نداد براید بغلش کردم و بردمش توی دفتر.

✓خدای من این پارک آهیون نیست؟
_بله خانم کانگ (کانگ مدیر مدرسه)
✓الان زنگ میزنم اورژانس
_سریع (عربده)
✓اقای کیم اروم باشید خوب میشه (ترس)
_چجوری اروم باشم؟ میدونی کاره یونگیه؟ تا کی میخوای براش پارتی بازی کنی و نگهش داری تو مدرسه؟(عربده)
✓بعدا....بعدا دربارش حرف میزنیم(ترس)
_هه واقعا خجالت آوره (خنده عصبی)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چشمام رو باز کردم. سرم در حد مرگ تیر میکشید. نگاهی به اطرافم انداختم فهمیدم داخل بیمارستانم. خواستم بلند بشم که....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ☆
شرط: ۱۵ لایک_۵کامنت
.
.
.
#تهیونگ #رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۶)

{ 𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐨𝐟 𝐋𝐢𝐟𝐞 } { 1 }٪مهمون قراره بیاد خو...

حــمــایــت بــشـــه🎀@rosaline_mh

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط