کمی آهسته گذر کن بدنم روح که نیست
کمی آهسته گذر کن بدنم روح که نیست
این ستون فقرات است , خم کوه که نیست
آب در چشم شما ریختن آموخت مرا
ورنه ابری که منم , اینهمه انبوه که نیست
هرگز از کشتن من بیم به خود راه نده
دل بیرحم شما اسوه نستوه که نیست
نه بزن , هرچه دلت خواست بزن تیغت را
تو که چشمت نگران دل مجروح که نیست
مرگ در باورمن چیز حقیری است نترس
بزن آهسته بمیرد دل من , نوح که نیست
از ستون فقراتم برو بالا به درک
مرده را هیچ غم از شدت اندوه که نیست .
این ستون فقرات است , خم کوه که نیست
آب در چشم شما ریختن آموخت مرا
ورنه ابری که منم , اینهمه انبوه که نیست
هرگز از کشتن من بیم به خود راه نده
دل بیرحم شما اسوه نستوه که نیست
نه بزن , هرچه دلت خواست بزن تیغت را
تو که چشمت نگران دل مجروح که نیست
مرگ در باورمن چیز حقیری است نترس
بزن آهسته بمیرد دل من , نوح که نیست
از ستون فقراتم برو بالا به درک
مرده را هیچ غم از شدت اندوه که نیست .
- ۱.۰k
- ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط