fake kook

fake kook
part*⁶

لینا: خجالت بکش
کوک: خجالت نداره علاقه ای به شناختش ندارم
ا/ت:کی میرسیم
لینا: نزدیکیم اینا رسیدیم
خواستم از ماشین پیاده شم پاهام پیچ کرد افتادم جونگکوک دستمو گرفت و بلندم کرد بعد پرتم کرد پایین
لینا: حواست کجاست دختر
ا/ت: ببخشید
رفتیم داخل مرکز خیلی زیبا بود تا حالا همچین جایی نرفته بودم کلی خرید کردن دستم دیگه جا نداشت لینا ازم خیلی فاصله داشت ولی جونگکوک کمی فاصله بیشتر نداشت
ا/ت: جونگکوک
کوک: بله
ا/ت: میای کمکم کنی دستم درد اومد
کوک: خواستی اینکارو انتخاب نکنی
ا/ت: کمکم نمیکنی
کوک: نه
و ازم فاصله گرفت
لینا: ا/ت بیا دیگه خیلی اروم میای
ا/ت: ببخشید
جونگکوک اومد پیشم از تو دستم گرفتشون
کوک: حالا برو
ا/ت: مرسی

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

fake kook part*⁷رفتیم خونهکوک: دیگه با ما نمیای خریدا/ت: ببخ...

fake kook part*⁸ چند سال بعد (هنوز گذشتست الان دوران دبیرستا...

fake kook part*⁵((my dream man)) موهای خیسشو زد بالا کوک: به...

وایی تموم شد چقدر زیاد بود مردم اینقدر نوشتم امتحانا خوش میگ...

Part 15

قسمت یک غریبه مافیا

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط