صورتگر نقاش چین

صورتگر نقاش چین
رو صورت یارم ببین
یا صورتی‌ برکش چنین
یا ترک تو کن صورتگری
یا ترک تو کن صورتگری
آفاق را گردیده ام
مهر بتان سنجیده ام
بسیار خوبان دیده‌ا‌م
اما تو چیز دیگری
اما تو چیز دیگری
ز دست محبوب آه
چه‌ها کشیدم
ز دست محبوب آه
چه‌ها کشیدم
به جز جفایش عزیزم وفا ندیدم
به جز جفایش عزیزم وفا ندیدم
نه همزبانی که یک زمانی‌
نه همزبانی که یک زمانی‌
به من بگوید جان من غم که داری
ها‌ ها ها‌ ها ها
به من بگوید حبیبم غم که داری
نه همزبانی که یک زمانی‌
نه همزبانی که یک زمانی‌
به من بگوید جان من غم که داری
به من بگوید حبیبم غم که داری
نوبت هجران گذشت
نوبت هجران گذشت
شد گه عیش صفا
نوبت هجران گذشت
نوبت هجران گذشت
شد گه عیش صفا
شد گه عیش صفا
دیدگاه ها (۱)

ای عمر من ای جان من ای جان و ای جانان منای مرهم و درمان من ا...

شد خزان گلشن آشنایی      بازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گ...

صد بار ز برگشت تو نا گشت امیدماما چه ثمر باز به سمت تو دویدم...

جان من ، از جان گذشتن کار مشتاقان بود

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارمیادگار از تو چه شبها، چه...

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردمتا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم...

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردمتا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم...

ای عشقاز تو ای عشق در این دل چه شررها دارمیادگار از تو چه شب...

خسته ام.....از بیم و امید عشق رنجورمآرامش جاودانه می خواهمبر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط