3 تفنگدار )

3 تفنگدار )
پارت ۶۳

جونگکوک: چشم هر چی شما بگید ملکه زندگی من عاشقتم دختر ..
هاری ناخودآگاه لبخند زد و ادامه حرف جونگکوک را گوش کرد
همچنان با عشق و لبخند گونه های چال موهای نامرتب و زیبایش ..
جونگکوک: خیلی خوشگل میشی وقتی اخم می‌کنی فرشته من
هاری خندید
هاری : بس کن
جونگکوک دست ظریف و سفید هاری را رها نمود سپس دستش را روی نیم رخ هاری گذاشت و سرش را نزدیک هاری نمود سپس نرم لبش را به بوسه حریصانه و پر از آب دهنش دعوت کرده بود هاری تند چنگ زد به یقه اش و از خودش کرد
هاری : دیونه خونه مردم هستیم
جونگکوک وقتی اون جوری صورتش مماس صورت هاری بود لب خودش را لیس‌زد و گزید
جونگکوک: خیلی شیرینی ..
هاری خندید و هولش داد بیرون از آشپزخانه سپس سمته تهیونگ رفت
هاری : تهیونگ‌شی ممنون میشم هواست به شوهرم باشه
تهیونگ: حتما خوشگل خانم
اون سوک و یوری همچنان نشسته بودن و مشغول حرف زدن هوا یونگ عصبی بالا سرشون ایستاد و دست به کمر ایستاد
هوا یونگ : پاشین شوهرای شما دارن میرن بیرون باید بدرقش کنید
اون سوک نرم تو گلو خندید سپس بلند شد و سمت تهیونگ هجوم برد کتش را برداشت و پشت اش ایستاد
بلافاصله تهیونگ نرم و آروم گفت
تهیونگ: انگار هوا یونگ کارشو کرد
اون سوک: آره ..
و همچنان یوری چی با هزاران بدبختی پا روی زمین گذاشت حالا به خوبی متوجه شده بود که بند کفش هایش باز شده جیمین پشت بهش ایستاده بود و مشغول گوشیش با خشم وجود یا بهتر گفته آن عطر شیرینی و دخترانه حاصل از بوی گل و خوراکی های شیرینی سمتش چرخید
یوری : خب .. دیر نکنیا
درست بود که درد پاش زیاد شده ولی بازیگر حرفه ای بود و جیمین مثله همیشه اخم کرده گفت
جیمین : چیکار نکنم ؟
تیله هایش چرخید روی‌پاش و آروم گفت
جیمین : انگار پات داره زخمی میشه ؟
این جیمین بود ؟ ... که نگران یوری شده ... ؟ یوری شوکه بود خودش را جمع و جور کرد وبا لحن و صدا آروم گفت
یوری : آره یجورایی
جیمین خیلی آروم جلویش زانو زد یوری همچنین مات و مبهوت زل زده بود حتی تصورش که یک پسر جنتلمن و جذاب اینگونه باهاش رفتار بکنه برایش زیبا بود با عشق لبخند زد ..
جیمین مشغول بستن بند کفش یوری شد و این صحنه از دید تهیونگ، اون سوک، هاری، جونگکوک، پنهان نشد حتی خوشحال هم شدن ..
دیدگاه ها (۴)

( 3 تفنگدار )پارت ۶۴ماشین بسیار لوکس و براقش حاصل از براقی و...

3 تفنگدار )پارت ۶۲از لحن و کنایه اش به خوبی متوجه شدن سپس نر...

3 تفنگدار) پارت ۶۱یوری همچنان لبخندی زد در میان این گرگ ها و...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

LOOKING FOR YOUPART : ⁶برای لحظه ای هیچ‌کدام چیزی نگفتند ، ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط