روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود

روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.
دیدگاه ها (۷)

رﻭﺯی ﻳﻚ ﻣﺮﺩ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ پسر ﻛﻮﭼﻜﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻩ ﺑﺮﺩﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ ...

و این روزها....همه ادعا دارند طعم خیانت را چشیده اند...همه ا...

حسین پناهی یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را ...

خـــــــــدای من!یکسال گذشت...هرچه کردم دیدی...هرچه بخشیدی و...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :آیا می‌شود مدعی شد که ه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :آیا می‌شود مدعی شد که ه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :اما اگر شکست بخورند، می...

حضور و همراهی مردم مؤمن از عوامل مهم نصرت الهی است / جان، ما...

مادر با حجاب ولی دختر ... چرا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :با افروزدن پسوند دینی ب...

احسنت بر آقای رئیس جمهور و وای بر داماد متکی

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :با افروزدن پسوند دینی ب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :دین در لغت، فقط یک کلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط