آن سوی آینه

آن سوی آینه
P16
_ شب بخیر...عروسک
( پرش زمانی به صبح ، ویو ا.ت)
از خواب بیدار شدم
؟؟؟
اون پیشم نبود....نکنه....نکنه رفته باشه تا اون شخص رو دوباره کتک بزنه؟؟؟؟
_ تق تق
+ ب...بفرمایید
در باز شد و قامت بلند و عضله ایش در چارچوب در قرار گرفت.....
لباس تنش نبود....
بدنش خیلی ورزیده بود.....دیشب چون تاریک بود زیاد نتونستم ببینمش
_ چیه؟چیزی شده؟
+ ن...نه۰@
_ هوووووممم....صبحانه برات درست کردم ....پاشو بریم
اومد سمتم دستم رو گرفت و به سمت آشپز خونه برد
لباس درستی تنم نبود .....از دیشب تا الان همون لباس تنم هست .....
_ خجالت میکشی؟؟!(خنده)
؟؟؟!؟؟
+(خجالت کشیدن)
_ بخور
خیلی کم غذا خوردم....امروز اصلا میل به غذا نداشتم....
_ چرا نمی‌خوری؟ خوشت نیومد؟
+ن...نه...خیلی ..خوشمزه بود
_ پس چرا نخوردی؟م
+ میل ندارم
_حالت خوبه؟
+ ا...اره فقط میرم یکم استراحت کنم
اومد سمتم دستش رو گذاشت روی پیشونیم
_ تب داری....
؟!!؟
براید بغلم کرد و برد توی اتاق
روی تخت گذاشتم
و پتو رو روم کشید
_ الان میام
از اتاق رفت بیرون
وقتی اومد یه ظرف پر از آب و یه دستمال دستش بود
اومد و کنارم نشست
دستمال رو توی آب زد و روی پیشونیم گذاشت
دستم رو گرفت
بوسه ای ازش زد
_ زود ...خوب شو ( آروم )
دیدگاه ها (۱۸)

آن سوی آینهP17_ زود ...خوب شو ( آروم )( ویو کوک ، پرش زمانی ...

آن سوی آینهP18_(پوزخند)( ویو کوک)_ برو حاضر شو+ و..ولی اینجا...

ای بابا دست خودمون نیست....😅🖤

عجیبه....

بیب من برمیگردمپارت : 75همه فروشگاه هارو زیر نظر داشتم که چش...

فرشته ی من پارت ۵از زبون ا/ت :ب سمت اتاق خواب رفتم و لباس ها...

فرشته ی منپارت ۴ا/ت : نه هیچ مشکلی نیست .مویچیرو همراه من ب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط