مداحه اومده بود تو محله داشت مداحی

مداحه اومده بود تو محله داشت مداحی
می کرد با ریتم {سوسن خانوم}میگفت:
حرم طلا... امام حسین... میمیرم برات... میخوام بیام دم حرمتون... دس بزنم به ضریحتون! 
ملت نمیدونستن باید سینه بزنن یا قر بدن؟!
لابد بدشم میخواس بگه:
شدم عاشق شمشیرتون، میخوام بیام در رکابتون، حالا میخوام بیام جنگ بکنم، نگو نه، نگو نمیشه، این قلب من عاشقته عاشقترم می شه...
اینم قسمت رپش:
حالا جنگ! خون! کو اعظم؟ بابا اسمش یزیده نه اعظم! حالا یزیده، وزیده، خزیده، گوزیده!!!! هر چی باشه یزید باشه! یزید خره یه دونه باشه! کفشای سیاه پاشه :|||
دیدگاه ها (۱)

راز و نیاز یک .... با خداخدایا قیافه که ندادیپولم که ندادیتح...

یک دیالوگ ماندگار از فامیل دور:آقای مجری؛ ما چند خط زیر خط ف...

دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا کپی میکنی وبعدش پخش میکنی !...

مداحه اومده بود تو محله داشت مداحی می کرد با ریتم {سوسن خانو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط