برایت نامه ای از خون نوشتم

برایت نامه ای از خون نوشتم

به لیلی ازغم مجنون نوشتم

وضواز چشمه خون کردم امشب

نمازعشق راباخون نوشتم

تو گفتی عشق قاموسی ندارد

برای عاشقی قانون نوشتم
دیدگاه ها (۱)

آنچنان زیبا تومیخندے ڪه جادو  میشوممثل یک ڪودک  دمادم پر هیا...

دیگر برای با تو بودن  پَر نمی گیرماین بازی را هرگز دگر از سَ...

عشق شرطی

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط