حال من دست خودم نیست ، کمی بیمارم

حال من دست خودم نیست ، کمی بیمارم
عاشقی درد قشنگی ست که در دل دارم

نام تــو ورد زبانـم شــده در دفتـر شعــر
در ردیف غـزلـم اسـم ‌تــو شــد تکــرارم

پرشـده دور و برم عاشق و معشوق ولی
مـن بجـزعشـق تـوازهـرهـوسی بیــزارم

نیستی درهمـــه احــوال مگــردرنظـــرم
دایمـا پــرشـــده ازخاطــــره ات افکـارم

بی تـوای دلبــرشیـریــن دلـم می گیـــرد
نم‌نم اشـک زچشمــــان تـــرم می بـارم
.
در خیـالات خـودم غــرق درآغوش توام
همـه شب تا به سحـــرازغـم تــو بیدارم

چــه کنـم تا دل مــن انـدکـی آرام ‌شــود
کاش می شـد که شبی تازه کنی دیـدارم

از همین فاصله صدبار تو را می بوسم
پس بدان تا به ابد عشق تو در دل دارم
دیدگاه ها (۱)

بگـذاردرآغــــوش تــــو آرام بگیــرمدلچسب ترین شیوۀ جان باخت...

همه جا دکان رنگ است، همه رنگ میفروشنددل مـن به شیشه سـوزد، ه...

حال من دست خودم نیست ، کمی بیمارمعاشقی درد قشنگی ست که در دل...

حال من دست خودم نیست ، کمی بیمارمعاشقی درد قشنگی ست که در دل...

حال من دست خودم نیست ڪمے بیمارمعاشقے درد قشنگے ست ڪه در دل د...

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارمامشب اندازه ی یک عمر شکایت ...

از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارمامشب اندازه ی یک عمر شکایت ...

- از تو دلگیرم و از دست خودم بیزارمامشب اندازه ی یک عمر شکای...

‍ ‍ بر لبانت بوسه ی ممنوعه می کارم ,بیاتا سحر با یاد تو هموا...

نگاهم کن که تا فردای شعرم در تو بیدارم و معنا کن تماشارا برا...

توی پاییز بگو با که قدم بردارممن که از عالم و آدم همه کس بیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط