از جنس باران بود اما من نفهمیدم

از جنس باران بود اما من نفهمیدم
آغاز و پایان بود اما من نفهمیدم

هر بار با لبخند با آشوب می امد
از عشق حیران بود اما من نفهمیدم

شولای شرمی روی دوشش بود اماعشق
در سینه پنهان بود اما من نفهمیدم

فانوس در دستش نگاهش شور دریا داشت
تفسیر طوفان بود اما من نفهمیدم

فردا دوباره عشق می بافد زگیسویم
مردی که انسان بود اما من نفهمیدم
دیدگاه ها (۱)

من اگر حوا شوم...........!این بار طغیان میکنم!!سیب را از شاخ...

ای نام تو ضرب المثلم صبح بخیرلبخند تو شهد و عسلم صبح بخیربرخ...

ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ ﯾﻠﺪﺍ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﯾﺪ ، ﺷﺒﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺍﺯﺍ ﺑﮑﺸﺪ ، ...

آدم‌هاوقتی می آیندموسیقی شان را هم با خودشان می آورند ...ولی...

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p44پرده زیر دستش کمی تکون خورد.صدای خیلی ...

جنگل نفرین شده پارت ۷

داستان عاشقانه جدید

.....پارت چهارم.....

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

مرد بی رحم

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 122✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط