BTS, Roman
#زندگی_من
#ادامه_پارت_هشتم
من- اوووه ما گاد! چه خونه ای! سرت میچرخه!
خانوم چو با یک لبخند جوابم و داد.
ولی عجب عمارتی!
قسمت درب ورودی شیشه بود. جوری بود که داخل خونه واضح دیده میشد.
از پله ها که بالا میری، حدود ۱۰ متر جلو ترش درب ورودیه.
وسط خونه یک سرویس پله مار پیچی داشت. پیچش خیلی نبود، اما نسبت به خونه هایی که تو گوشی دیده بودم، پیچش بیشتر بود.
پله ها و نرده ها از سنگ بود. پشت پله ها، آخر خونه، آشپز خونه بزرگی داشت که وسطش و یک جزیره میز ناهار خوری احاطه کرده.
سمت چپ آشپز خونه، و قسمت ورودی خونه هم، اتاق پذیرایی بود. این یعنی دو تا اتاق پذیرایی داشت. اما اینطور که معلوم بود اتاق پذیرایی اصلی کنار آشپز خونه بود. آخه اونجا تلوزیون خیلی بزرگ و یک فرشینه با گل های برجسته کوچیکی داشت.
[اوهوم، اونجا پذیرایی اصلیه.]
چو- باهام بیا بالا
با خانوم چو طبقه بالا رفتم. سمت راست و چپ، هر دو ۲ تا اتاق داشت.
چو- سمت چپ آخرین اتاق، سرویس حموم دستشویی هست. البته طبقه پایین هم، سمت راست آشپز خونه، یک سرویس حموم کوچیکتر هم هست که اون واسه مهموناس. تو هم باید از اون پایینی استفاده کنی.
من- اوه خیلی ممنون!
چو- اتاق تو اینه
اتاق من سمت راست آخرین درب. فکر کنم من و کلا انداخته عقب. عیب نداره، به هرحال من باید پای تهیونگ و ببوسم بخاطر لطف خوبی که بهم کرده. واقعا ازش ممنونم.
#BTS#ARMY_BTS#BTS_ARMY#ARMY#Jungkook#Teahyung#Namjoon#RM#R_M#J_hope#Jin#Jimin#Suga#Yoongi#AgustD#Nam_jin#Namjin#Teah_kook#Teahkook#Teah_jin#Teahjin#Jin_kook#Jinkook#Nam_kook#Namkook#Roman#Zendegi_man#Roman_Zendegi_man#yooshi
#بی_تی_اس#آرمی_بی_تی_اس#بی_تی_اس_آرمی#آرمی#جونگکوک#جونگ_کوک#تهیونگ#ته_هیونگ#نامجون#آرام#آرم_ام#جیهوپ#جی_هوپ#جین#جیمین#شوگا#یونگی#آگوست_دی#نام_جین#نامجین#ته_کوک#تهکوک#تهجین#ته_جین#جین_کوک#جینکوک#نامکوک#نام_کوک#رمان#رمان_زندگی_من#زندگی_من#یوشی
#ادامه_پارت_هشتم
من- اوووه ما گاد! چه خونه ای! سرت میچرخه!
خانوم چو با یک لبخند جوابم و داد.
ولی عجب عمارتی!
قسمت درب ورودی شیشه بود. جوری بود که داخل خونه واضح دیده میشد.
از پله ها که بالا میری، حدود ۱۰ متر جلو ترش درب ورودیه.
وسط خونه یک سرویس پله مار پیچی داشت. پیچش خیلی نبود، اما نسبت به خونه هایی که تو گوشی دیده بودم، پیچش بیشتر بود.
پله ها و نرده ها از سنگ بود. پشت پله ها، آخر خونه، آشپز خونه بزرگی داشت که وسطش و یک جزیره میز ناهار خوری احاطه کرده.
سمت چپ آشپز خونه، و قسمت ورودی خونه هم، اتاق پذیرایی بود. این یعنی دو تا اتاق پذیرایی داشت. اما اینطور که معلوم بود اتاق پذیرایی اصلی کنار آشپز خونه بود. آخه اونجا تلوزیون خیلی بزرگ و یک فرشینه با گل های برجسته کوچیکی داشت.
[اوهوم، اونجا پذیرایی اصلیه.]
چو- باهام بیا بالا
با خانوم چو طبقه بالا رفتم. سمت راست و چپ، هر دو ۲ تا اتاق داشت.
چو- سمت چپ آخرین اتاق، سرویس حموم دستشویی هست. البته طبقه پایین هم، سمت راست آشپز خونه، یک سرویس حموم کوچیکتر هم هست که اون واسه مهموناس. تو هم باید از اون پایینی استفاده کنی.
من- اوه خیلی ممنون!
چو- اتاق تو اینه
اتاق من سمت راست آخرین درب. فکر کنم من و کلا انداخته عقب. عیب نداره، به هرحال من باید پای تهیونگ و ببوسم بخاطر لطف خوبی که بهم کرده. واقعا ازش ممنونم.
#BTS#ARMY_BTS#BTS_ARMY#ARMY#Jungkook#Teahyung#Namjoon#RM#R_M#J_hope#Jin#Jimin#Suga#Yoongi#AgustD#Nam_jin#Namjin#Teah_kook#Teahkook#Teah_jin#Teahjin#Jin_kook#Jinkook#Nam_kook#Namkook#Roman#Zendegi_man#Roman_Zendegi_man#yooshi
#بی_تی_اس#آرمی_بی_تی_اس#بی_تی_اس_آرمی#آرمی#جونگکوک#جونگ_کوک#تهیونگ#ته_هیونگ#نامجون#آرام#آرم_ام#جیهوپ#جی_هوپ#جین#جیمین#شوگا#یونگی#آگوست_دی#نام_جین#نامجین#ته_کوک#تهکوک#تهجین#ته_جین#جین_کوک#جینکوک#نامکوک#نام_کوک#رمان#رمان_زندگی_من#زندگی_من#یوشی
- ۴.۰k
- ۰۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط