دلم میلرزد از مهری که پایمالش میکنند غرورمان به دست نادان

دلم میلرزد از مهری که پایمالش میکنند غرورمان به دست نادانی،با بی شرمی لگدمال می گردد!نیاز بشریت زن را زن دیده بود،اما درونش،عشق اوجی برای عشق به خود مغرور بود.باز به حکم الله، دوباره یک زن سرسخت است چون مادری مهربان فرصتی برای فرزندش خواسته است

فرصتی که خود نداشت...شکوهمندانه،برقله های افتخار می ایستیم از انبار بزرگ داشته هایمان میبخشیم،به نرمی ابریشم،سرسختانه بدنیا کشاکش این ستم رابه دوش میکشم ماتا به اینجا تاب آوردیم تابشریت به حقیقت پی ببرد،وبه دنبال رد پای پروردگارش برود
دیدگاه ها (۰)

خداوندا...منادی رابطه آن جهانی،چطور می‌شود نشانه ی بزرگی را ...

گله را به گرگ چوپان،امانت داده بودند،گله را به عجله وا داشت ...

راست را کج کردن راه راست بسته شد،امید راباستم وتجاور،از ماگر...

دروغگویان وقت را می‌گذرانند ،آنان که عجله میکنند،هلاک میشوند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط