نذارید عراقیا جون بگیرن...

نذارید عراقیا جون بگیرن...

والفجر 1 از راه رسیده بود. می بایست علم فتح را بر فراز تپه 175 در کربلای فکه می کاشتیم. ارتباط ما با آتش باران قطع شده بود و تیربار دشمن یک دم از تب و تاب نمی ایستاد.
 
حسنعلی پیشاپیش بچه ها هدف تیر مستیم دشمن قرار گرفته بود. بچه های گردان دورش را گرفته بودند و می گریستند.
 
او در حالی که چفیه اش را به روی زخم پایش می بست فریاد می زد: «بچه ها مقاومت کنید، نذارید عراقیا جون بگیرن. دشمنو داشته باشید... حسبنا الله و نعم الوکیل...»
 
و این آخرین کلماتی بود که از گلوی پر خون سردار دلیر لشکر 33 المهدی(عج) به گوش رسید.
 
 
شهید حسنعلی رحمانیان
دیدگاه ها (۵)

نوزادی که «قهرمان ملی» است این جوانِ بی ادعا، از محبوب‌ترین ...

بسم رب الشهدا و الصدیقینشهید سیف الله قاسمی همانند دیگر رزمن...

افشاگری بزرگ و تاریخی استاد رائفی پور در مورد آل سعودبه اشتر...

به گزارش مصاف، 55 فعال دانشگاهی و مبلغ وهابی با امضای بیانیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط