این طفل که لب تشنه ی یک قطره آب است

این طفل که لب تشنه ی یک قطره آب است
یک قطره از اشکش چو فیض صد شراب است

کرب و بلا حالا دو تا خورشید دارد
بر روی دست آفتابی ، آفتاب است

این که جلوی خیمه ها زانو زده کیست؟
شاید زبانم لال بیچاره رباب است

اصلاً بیا و فرض کن کن که آب خورده
اصلاً بیا و فرض کن یک گوشه خواب است

اینکه نمیخوابد علی تقصیر تو نیست
به جای لالا بر لب تو آب آب است

گیسو نکش اینقدر تو تازه عروسی
ای کاش میشد زودتر دست تو را بست

حالا دلت که سوخته ما را دعا کن
خانم دعای تو یقیناً مستجاب است
***علی اکبر لطیفیان***
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۰

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

.......//برده ی زیبا//.......

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

Part ¹⁹ویلو لیلی بعد از ناهار جونگکوک یراست رفت بالا تهیونگ ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

وقتی بهت توجه نمی کرد

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط