امروز لب جاده دیدمت

امروز لب جاده دیدمت
برایم سخن گفتی
خندیدی
با هر کلمه و خنده‌ات
ریشه در دلم زدی
اکنون من تو را نفس می‌کشم

#مصطفی_باقرزاده

🍂
دیدگاه ها (۰)

چون صبح دميد و دامن شب شد چاكبرخيز و صبوح كنچرايى غمناك؟#عطا...

کوک کن ساعتِ خویش !اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگردیر خوابید...

بیا کمی از عاشقانه ی ها پاییز را زیر آستین احساسمان پنهان کن...

🍂لازم هم نيست شعر بگويیفقط باش ..لبخند بزن ..حرف بزن ..اين ي...

چگونه من را هوایی کرده ای ودر آسمان دلم جا خوش کرده ای؟خبر د...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط