ازسر نمیروی

ازسر نمیروی
چگونه ازدل برانمت
سلطان دل شدی
و من دوست دارمت
دیدگاه ها (۳)

با چراغی همه جا را گشتم و گشتم در شهر هیچ کسهیچ کساینجا به ت...

کو سفره و نان سنگگ خشخاشی؟کو چای و حیاط برفی نقاشی؟ نه!حالی ...

چه شد در من!؟نمیدانم، فقط دیدم پریشانمفقط یک لحظه فهمیدم که ...

دل گفت :"وصالش به دعا باز توان یافت"عمریستکه عمرم همه در کار...

《 ای آنکه دوست دارمت ، امّا ندارمت جایت همیشه در دل من درد م...

خلاصه دوست خوب تمام ماجراست ممنونم دوستان گلم که همیشه کنارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط