ببار ای برف!!
ببار ای برف!!
ببار ای برف سنگین بر مزارش،
ببار ای برف غمگین بر مزارش!
بپوشان بستر پاکش به پاکی!
به من می گفت که برفُ دوست داره،
به من می گفت اگر آروم بباره!
به من می گفت این برف زمستون،
همین که آب شه، اونوقت بهاره!
به وقت بازی تو برف زمستون،
پیِ او می دویدم توی برفا
به من می گفت: «ندو لیزه زمین ها !»
ببار ای برف سنگین بر مزارش،
ببار ای برف غمگین بر مزارش!
بپوشان بستر پاکش به پاکی!
به من می گفت که برفُ دوست داره،
به من می گفت اگر آروم بباره!
به من می گفت این برف زمستون،
همین که آب شه، اونوقت بهاره!
به وقت بازی تو برف زمستون،
پیِ او می دویدم توی برفا
به من می گفت: «ندو لیزه زمین ها !»
- ۱.۶k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط