*نمیدانم چرا افتاده دردستم انارتو

*نمیدانم چرا افتاده دردستم انارتو
چگونه دانه هایم ریخت پای شاخسار تو

مجابم کن.... بدانم؟ کی شدم آن دشتِ بی تابی
که می تازند در من اسب های بی سوار تو؟

به نارنج وبه باد مشرقی حساسیت دارم
به هر عطری که دل را می کشد سوی دیارتو

چه میکردی اگه یکروز دنیامال ما می شد
تمامِ جاده ها این سو و من آنسو کنارِ تو

بیا، رو راست باش و گفتنی هارا بگو بامن
زمستان مانده در تقویم روحم تا بهار تو

بگو دوستت_دارم و تو هستی دنیایی من
میگم میمیرم اگه برای دلِ من نباشی یار تو


دیدگاه ها (۱)

نمی دانم چرا افتاد در دستم انار توچگونه دانه هایم ریخت پای ش...

نمی دانم چرا افتاد در دستم انار توچگونه دانه‌هایم ریخت پای ش...

محسن حسینخانی شاعر کرمانشاهی

صیادسلام ای مرد تیرانداز صیاد صیدافکن که با فریاد هر تیری ...

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۴۸۳→

تنها محمد

این متنی که گذاشتم طولانیه ولی از زبان کسانیه که الان درکنار...

آمدم مجلس ترحیم خودم، همه را میدیدمهمه آنها که نمی دانستمعشق...

مجلس ترحیم خودم============آمدم مجلس ترحیم خودم، همه را میدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط