دیالوگ ماندگار

دیالوگ ماندگار
ری: دیگه حتی رُفقام هم نمی خوان با من حرف بزنن!
اِدی: مطمئنی که رُفقاتن؟!
دیدگاه ها (۶)

کسی را می شناسی کهشیشه ی شکسته ی پنجره ای رابند بزندپیش از آ...

صدایم کن دلم برایِ هم آغوشیِ صمیمی‌ِ تنها یمان برایِ نوازش ب...

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﯾﻪ ﮐﻒ ﺑﯿﻦ ﭘﯿﺮ ٬ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﻓﺎﻟﻤﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﻭﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ ﭼﯽ ﮔﻔ...

[Forwarded from •°•°•چادر آداب دارد•°•°•]•°•°•°..چ مثل چادر ...

من دیگه چیزی نمی گم چون حتی مسلمون بودن بعضیا هم فقط باعث ...

دیالوگ از یه سریال :) اگه ما هرگز همو ملاقات نمی کردیم ، عاش...

حرف حقی این پسره زدشما نامردها که موقع جنگ فرار کردید شهرها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط