آخرین برگ سفرنامه ی باران این است ..

آخرین برگ سفرنامه ی باران این است ..
که تو از نسل گل نسترنی ..
و من از ریزش تنهایی موج ..
به تو میخندیدم ..
آخرین زمزمه ی لحظه ی تقدیر این است ..
که حوادث همگی ..
خاطره ی بینش ماست ..
این چنین نیست که میپنداری ..!!
←زندگی شیرین است→
دیدگاه ها (۱)

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

عاشقانه های شبنم

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

Too Late to Bloom

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط