تقديم به تمامه عاشقا**** بخونيدجالبه*** یه دختر و پسر که

تقديم به تمامه عاشقا**** بخونيدجالبه*** یه دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدن و آروم کنار هم نشستن … دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد ! پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه …
دختر قبل از این که نامه ی پسرو بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ، دیگه عشقش رو نسبت به اون از دست داده و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه … پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی از ماشین پیاده شد که در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد … دختر که با تمام وجود در حال گریه بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود :
“اگه یه روز ترکم کنی میمیرم …
دیدگاه ها (۱۵)

سناریو سو پارت اخر

ویوی تهیونگکاغذ رو روی میز پادشاه کوبونتو و گفتم:اون دختر لا...

I fell for my doctor-part 5

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:2ـــــــــــــ...

دختری که تصمیم می‌گیره اونی رو که با تمام وجود دوست داره، با...

جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان شوگا : نمیخوا...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعه فصل دوم p.9 (روایت از زبان ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط