پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو

 هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو

 از خستگی روز همین خواب پر از راز

 کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو

 دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم

 من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو

 پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم

 ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو

 آزادگی و شیفتگی مرز ندارد

 حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

 یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟

 دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو

 وقتی همه جا از غزل من سخنی هست

 یعنی همه جا-تو،همه جا-تو،همه جا-تو

 پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟

 تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟
دیدگاه ها (۳)

ب عکس توجه کنید چه میبینید؟؟!!!

بح بح

..

..

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

---ماه و شبحپارت هجدهم | شب‌های بی‌صدادو هفته از مرگ خانم کی...

(تک پارتی)رمان فیک نامجون | فانتزی | «ماه پشت پنجره»هیچ‌کس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط