( بوسه دردناک )

( بوسه دردناک )
پارت ۱۹

با چهره پر از غرور و پروی از پله ها به پایین رفت بلافاصله اولین کسی که تیله هایش را ماله خودش کرد ته یونگ بود که مشغول خوردن اون زهکاری بود آن الکول که الکس به شدت ازش تنفر داشت در
گودال چشم های تهیونگ اسیر شده بود حتی نمی‌توانست به گوشه دیگر نگاه کنه ... نگاه های عاشقانه ای الکس دربرابر نگاه های خیره و نفرت انگیز تهیونگ .. الکس و تهیونگ برای لحظه ای چشم در چشم شدن سپس قدم های الکس متوقف شدن
٫ قلبم .. داره تیر می‌کشه زنجیر من چرا اینجوری نگاهم می‌کنی ٫
تنها نگاهی یک معشوق فرد روبه رو اش را به بله مرز مرگ می‌کشاند تنها با یک نگاه نگاهی پر از نفرت

تهیونگ لیوان را به لب هایش برد و کمی را ازش نوشید ... ٫ خوب که چی بازم این نگاه های طرفین فکردی دلم رو تو میسوزه .. لعنتی .. لعنت بهت ٫ بقیع الکول را هم سر کشید
الکس با قدم های آهسته به سمته مهمان ها رفت تا خوشآمد گویی بگوید
الکس : آقای چو خوشاومدین .. به چیزی نیاز دارید
مرد لبخندی زد و گفت : ممنون ملکه ..
الکس خنده ای سر داد و دستش را روی دهنش گذاشت
الکس : ناسلامتی شما پرفسر هستین من فقد یک دکتر ساده
مرد لبخندی زد و گفت: خب ملکه بیمارستان ما هستی
باز هم الکس بود که لبخندی زد ناگهانی تیله های مشکی اش را چرخاند و در دید تهیونگ مواجه شد .. یعنی تهیونگ با خود چی فکر میکرد ..
جول سو : پس ملکه ایشون هستند
تنها این صدا بود که به گوش الکس خورد کله تار موهای بدنش سیخ شدن بودن هیچ گونه حرکتی یا حرفی ایستاده بود آقای چو آن مکان را ترک کرد و با بهانه ای خوردن رفت جول سو درست روبه رو الکس قرار گرفت ..
جول سو : مشتاق دیدار لی الکس !
الکس به شدت ترسیده بود ولی جول سو در این مکان هیچ کاری نمی‌توانست بکنه بجز تهدید مزخرف خودش ولی آن تهدید ها بودن که عشق یک زنجیر و گودال را درست کردند جول سو لبخندی زد و دست تو جیب به الکس خیره ماند
جول سو : هنوزم احمقی دختره احمق
الکس : درست حرف بزنید
جول سو : انگاری دلوجرعت پیدا کردی ها خانم ترسو
الکس آب دهنش را قورت داد و تنها با وارد کردن هوا به ریه هایش تا نفس تنگی اش بهش قلبه نکند ایستاده
الکس : شما اینجا مهمون هستند پس پاتون رو از کلینتون دراز تر نکنید
....
دیدگاه ها (۲)

(بوسه دردناک )پارت ۲۰ هوسوک: کجا ... تهیونگ : سرویس بهداشتی ...

ادامه پارت ۲۰ دخترک لبخندی زد و هر دو دست هایش را درست تو دس...

( بوسه دردناک )پارت ۱۸بودن هیچگونه توجه به افراد آن عمارت وا...

(بوسه دردناک )پارت ۱۷الکس گیچ به ملافه سفید تخت خیره شد بلاف...

FORCED LOVEPart:19توی راهرو. تهیونگ من رو به کناری کشید. به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط