دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودم

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودم
این عمرکه بی حوصله ناچارِتوبودم
تونازترین حادثه در زندگی من
من شاخ ترین عاشق بی عارِتوبودم
تاآخرِ بی حوصلگی شعرنوشتم
هرشب که توخوابیدی وبیدارِتوبودم
هرثانیه آتش زده ام پیرهنم را
من ریزَعلیِ سخت فداکارِتوبودم
بارایت یک فاجعه رفتی و دریغا
یک عمر غریبانه گرفتارِتوبودم
ای کاش فراموش شود بینِ من وتو
آن فاصله ای را که بدهکارِتوبودم
دیدگاه ها (۸)

گوشه ی دنج دل خود تار باید می زدم بهر این دیوانه دل گیتار ...

دلم می خواست طوفان باشم و دریای من باشیاهورایی ترین هم صحبت ...

هرشٖب به‌یاد توفقط مستانه هق‌هق میکنمرویایِ آغـوشِ تـو را م...

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم شب نصیبم روزگارم را کجا پید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط