دل من تنگ شده ، فاجعه را میفهمی ؟

دل من تنگ شده ، فاجعه را میفهمی ؟
عمق دلتنگی و این حال مرا میفهمی؟

چون درختی که بریزد همه ی بار و برش
شده ام مضحکه ی صاعقه ها ،میفهمی؟

رو به موتم همه اینگونه به من خیره شدند
منم آن روح سراسیمه رها ،میفهمی ؟

قهر تو برده مرا تا درکاتی دیگر
شده ام کافر و مغضوب خدا، میفهمی ؟

گر خداوند بپرسد که چه می خواهی تو
من بگویم که تو را، باز ترا میفهمی ...؟
دیدگاه ها (۱)

می خواستم که مال تو باشم فقط همینرویای بی محال تو باشم فقط ه...

عشق کفاره ی یک لحظه نگاه است فقط ! مثل افتادن از چاله به چاه...

لبهای تو لب نیست ، عذابیست الهی !باید که عذابی بچشم گاه به گ...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط