‍ مثلا همین حالا

‍ مثلا همین حالا
که فکرش را هم نمی‌کنم
دلت تنگ شود
دلت خیلی تنگ شود
و یادت برود که از من دلخوری
اصلا یادت بیاید
اما آنقدر دلت تنگ شده باشد
که تاب نیاوری
چشمهایت را ببندی
یک نفس عمیق بکشی
و برایم بنویسی

"دوستت دارم"
دیدگاه ها (۲)

ریختی بر شانه ات موی طلایی آفرینمست و پاتیل توام امشب حسابی ...

در تمامِ شب چراغی نیستدر تمامِ روز نیست یک فریادچـــون شبانِ...

از پنجره یرو به خیابان اتاقت...آن قدر که من خاطره دارمتو ندا...

دیوانه نیستم...اما نمی دانم چرا مدام با " تو " که نیستی حر...

وقتی دوستت داشت ولی … last part

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط