رفتم حموم گفتم حمومی بیا پشتمو مشت و مال بده.

رفتم حموم گفتم حمومی بیا پشتمو مشت و مال بده.

اومد کمرمو دید گفت: اینا چیه...

چقدر چاقو خوردی؟

گفتم میتونی بشماری...؟

گفت خیلیه چرا بشمارم؟

گفتم میخواستم بدونم چند تا رفیق داشتم؟...
دیدگاه ها (۴)

مافیای من

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

رومان قطره قرمز (پارت 4)

رمان چهارم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو چویا دوبا...

part ۷

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

پارت1

استاد من ۲

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط