پیکرم درهم شکسته از غم هجران تو

پیکرم درهم شکسته از غم هجران تو
رنگ رویم زرد شد از درد بیدرمان تو
سالها با دوریت هم سوختم هم ساختم
طاقتم طاق آمده از صبر بی پایان تو
گفته بودی بی تو میمیرم کجایی خوب من؟!!
سینه را ماتم گرفته حسرت چشمان تو
رو به سمت قبله ی یادت نشستن سخت نیست
کفر بی اندازه دارد عشق بی ایمان تو
باخیال داغ اغوشت اگر سر میکنم
خسته از دردم، کمی سرخورده از پیمان تو
من به هرساز تو رقصیدم و اخر گم شدم
گم شدم در انجماد سنگی دستان تو
سهم من از عاشقی تنها هجوم غصه هاست
غصه هایی پا گرفته هر شب از طغیان تو،.
دیدگاه ها (۱۹)

پیکرم درهم شکسته از غم هجران تورنگ رویم زرد شد از درد بیدرما...

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

باد پاییز و غروب و این دل بارانیبغض نمناک غریبی بعد هر ویران...

خواستم داد شوم... گرچه لبم دوخته استخـودم و جـدّم و جــدّ پـ...

رها🍂 اگر یک روز از من بپرسند یک نفر چقدر می تواند قوی باشدمی...

رها🍂 یک قرار پاییزی با تو می خواهمزیر آسمانی ابریمیان بوی خا...

بندبند جانم❤️بہ دوست داشتنت بند استتو آن تپش بے قراریلابہ لا...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط