بامادرم جدول حل میکردم گفتم:نوشته:دوست،عشق،محبت،دنیا و4حر

بامادرم جدول حل میکردم گفتم:نوشته:دوست،عشق،محبت،دنیا و4حرفیه.الف وميم دراومده... گفت:فهمیدم عزیزم میشه مادر. بآاینکه میدونستم مادرمیشه گفتم نه!! گفت اخه عمودیشم درمیاد.. توچشام اشک جمع شدوگفتم میدونم ولی این4حرف داره توکه حرف نداری... پس كپي ميكنم ...:-*:-*:-*:-*:-*:-):-):-):-)
دیدگاه ها (۱)

True Love②②ا/ت: درست گفت تو واقعا هیچ حسی به من نداری؟ تهیون...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

part 36جیمین« نه هیونگ گشنم نیست»یونگی« هیونگ تو برو استراحت...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁷ات ✨ تایم ناهارو .... اگه دوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط