پارت دو

پارت دو

لونا: نه به خدا
یونگی: هوففف فامیل چی فامیلی اینجا داری
لونا: آره خالم اینجاست فقط می‌دونم یه خیابون هست اسمش ( حالا خودتون یه چیزی تصور کنید )
یونگی: من اونجا و میشناسم می‌برمت اونجا اوکی
لونا: اوکی

لونا: مرسی که منو رسوندی بای
یونگی رفت

دو روز بعد
لونا: مامان من بستنی شکلاتی می‌خوام
مامان لونا: باشه
لونا: مامان این پسره رو میبینی این منو پیش خاله برد بزار برم بیارمش ازش تشکر کنید
مامان لونا: باشه
لونا: آهای
یونگی: با منی
لونا: آره اسمت چیه
یونگی: منو یونگی صدام کن
لونا: اوکی یه لحظه میای پدرو مادرم میخوان ازت تشکر کنن
یونگی: باور کن نیازی نیست من مجبور شدم کمکت کنم برو برو
لونا دستشو گرفت و برد توی ماشین
لونا: مامان آوردمش
علامت مامان لونا+
علامت بابای لونا -
+سلام پسرم تو به دخترم کمک کردی مرسی
یونگی: دخترتون خیلی احمقه ( زیر لب ) کاری نکردم که
- راست میگه ما ازت ممنونیم حالا بگو خونت کجاست تا برسونمت
+ پسرم تو اهل کره جنوبی هستی
یونگی: آره
+ خیلی خوبه منم اهل همون جام
بیا این شماره من هست مغازه لباس فروشی دارم هر وقت دوست داشتی بیا لباس بخر
یونگی: مرسی پس من دیگه برم خداحافظ
+- خداحافظ
یونگی همه چیز رو به پدرو مادرش توضیح داد پدرش گفت بریم خواستگاری
یونگی: بابا ولی ما اونارو نمی‌شناسیم
صبر کن بیشتر آشنا بشیم
پدر یونگی: پسرم بریم به پدرش بگیم شماره دخترش رو بگیر تا با هم آشنا بشید
یونگی: باشه
+ الو سلام بفرمایید شما
پدر یونگی: سلام شما مادر لونا هستین میتونم با پدر لونا صحبت کنم
+ حتما
پدر یونگی همه چیز رو گفت و جواب پدر
لونا..........
دیدگاه ها (۲)

پارت یک لونا: خدایا من کجام پدرو مادرم کجان هوففف بیخیال بزا...

بچه ها عکس رمان هم تغییر داده

عشق پنهانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط