سنگ هایی

سنگ هایی
که من از یاد تو بر سینه زدم
کعبه ای میشد
اگر خانه بنا می‌کردم ............
دیدگاه ها (۳)

‏آخرین خنده ی من بعد تماشای تو بود ............

به دشمنانت ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ‌ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ‌ﺷﻮﻧﺪﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭ...

برای آن که رودرروی هم درنیاییمهر کدام نیمی از وجودمان را کُش...

سرانجامِ عشقغم است و شب است و تا به کی بیداری .................

هر سنگ که بر سینه زدم نقشتو بگرفت🌸ان هم صنمی بهره پرستیدن مـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط