سناریو
سناریو♡
وقتی دستت و میبری
نامجون:ای وایییی عزیزم حواست کجاستت من یک روز بهت یادآوری نکردم!
جین:ای وای خدا هنسامم الان میرم یخ بیارم
ا.ت:جین وقتی دست نیبره هق هق یخ میاری!
جین:آها نه نمیدونم (گریه)
یونگی:ای وای ۲ دقیقه خواب بودم چیکار کردی با خودت
ا.ت:۲ دقیقه ۴ ساعته خوابی(گریه)
یونگی:(خمیازه)
جیهوپ:واییی سانشاین کوچولوی من چشدش وایییی فدات شم الهییی
ا.ت:نه نشو حیفی
جیهوپ:غربونت برم برا تو نیستم
جیمین:موچی توت فرنگی من ای خدا دستای کوچولوت رو چرا صدمه میزنی بده فوتش کنم
تهیونگ:بده بمکمش
ا.ت:😳😳
کوک:برام شیرموز درست کنی فوتش میکنم
ا.ت:😑
بچه ها میدونم خیلی چرت و پرت شد به بزرگی خودتون ببخشید
وقتی دستت و میبری
نامجون:ای وایییی عزیزم حواست کجاستت من یک روز بهت یادآوری نکردم!
جین:ای وای خدا هنسامم الان میرم یخ بیارم
ا.ت:جین وقتی دست نیبره هق هق یخ میاری!
جین:آها نه نمیدونم (گریه)
یونگی:ای وای ۲ دقیقه خواب بودم چیکار کردی با خودت
ا.ت:۲ دقیقه ۴ ساعته خوابی(گریه)
یونگی:(خمیازه)
جیهوپ:واییی سانشاین کوچولوی من چشدش وایییی فدات شم الهییی
ا.ت:نه نشو حیفی
جیهوپ:غربونت برم برا تو نیستم
جیمین:موچی توت فرنگی من ای خدا دستای کوچولوت رو چرا صدمه میزنی بده فوتش کنم
تهیونگ:بده بمکمش
ا.ت:😳😳
کوک:برام شیرموز درست کنی فوتش میکنم
ا.ت:😑
بچه ها میدونم خیلی چرت و پرت شد به بزرگی خودتون ببخشید
- ۲.۰k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط