یارم از من بی سببب رنجید و رفت

یارم از من بی سببب رنجید و رفت
گریه را دید و برمن خندید و رفت
وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت
قصه ناگفته ها را نشنید و رفت
تشنه بودم همچو دشتی پر عطش
مثل باران بر تنم بارید و رفت
گل فراوان بود از باغ من
غنچه ای نشکفته را برچید و رفت
ولنتاین مبارک
دیدگاه ها (۱۷)

یارم از من بی سببب رنجیدورفت/گریه را دید و برمن خندید و رفت ...

: یارم از من بی سببب رنجید و رفت/ گریه را دید و بر من خندید ...

#حقیقت #کپشن

کجایند مردان بی‌ادّعا؟😔شب است و سکوت است و ماه است و منفغان ...

شعر سیب حمید مصدق و جواب هاشعر اول رو حمید مصدق گفته بودتو ب...

عاشق این شعرم . پیشنهاد می کنم حتما بخونیدش . کامنت لطفا ♥♥♥...

پسرک:تو به من خندیدیو نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسا...

شعر زیبای آرش کمانگیر برف می بارد؛برف می بارد به روی خارو خا...

و تــــو بکرترین منظره‌ای . . !مثلِ درختِ پرتقالیکہ در پاییز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط